چرا زن و شوهر اغلب بعد از ۸ سال زندگی مشترک از هم جدا می‌شوند؟

آمارها نشان می‌دهد که میانگین مدت ازدواج اول در هنگام طلاق زوج‌ ها هشت سال است
کد خبر : ۱۸۲۳۱

 آمارها نشان می‌دهد که میانگین مدت ازدواج اول در هنگام طلاق زوج‌ ها هشت سال است. عامل اصلی این موضوع این است که نیازهای ما در طول زمان تغییر کرده‌اند و ساختاری که ایجاد کرده‌ایم دیگر برایمان مناسب نیست. اما چطور در زندگی شخصی‌مان از این موضوع جلوگیری کنیم؟

 
رشد بزرگسالان در واحدهای هفت ساله حرکت می‌کند و این نشان‌دهنده «خارش هفت ساله» معروف است. اما چرا هفت سال؟
 
ما نه تنها در طول زندگی بزرگسالی خود تغییر می‌کنیم، بلکه آن‌طور که محققان دریافته‌اند، چیزی در مورد آن منطقه شش تا ۱۰ ساله وجود دارد: حدود هفت سال ثبات و بعد دو تا سه سال نارضایتی، تغییر خواسته‌ها و گذار، پیش از ساکن شدن در مرحله بعدی و وفق دادن خود با آن.

گاهی اوقات تمرکز روی کار و حرفه است، گاهی مربوط به برنامه‌های بلندمدت و بالا رفتن سن، گاهی کار کردن روی دوران کودکی و رابطه با والدین، اما گاهی هم موضوع رابطه عاشقانه شماست.

آغاز

 

هنگامی که اولین بار عاشق شدید، از نظر روانی به چیزی در زندگی خود نیاز داشتید: از والدین خود دور شوید، به ثبات برسید یا بچه‌دار شوید، تا احساس کنید مهم هستید. با آنکه اغلب هرگز مستقیما در این باره صحبت نشده، طرف مقابل این‌ها را فراهم کرده و شما ناخودآگاه با هم معامله کرده‌اید: من چیزی را که بیش از همه به دنبالش هستی به تو می‌دهم و تو هم همینطور.

ساخت یک زندگی

 

در یکی دو سال اول با یکدیگر زندگی جدیدی را با قوانین و روتین‌ها می‌سازید، بنابراین ثبات دارید و مجبور نیستید هر روز زندگی خود را از نو بسازید: چه کسی آشغال‌ها را می‌برد؟ مادرم چند بار در هفته برای شام می‌آید؟ چه کسی آغازگر رابطه جنسی است؟ برخی از زوج‌ها هرگز از این مرحله عبور نمی‌کنند – آنها در مورد سبک زندگی و انتظارات بحث می‌کنند و طلاق می‌گیرند – اما اکثر ما موفق می‌شویم از آن عبور کنیم.

بحران

 

اما پنج، شش، هفت یا هشت سال بعد، یکی از طرفین (یا عموما هر دو) ناراضی می‌شود. زندگی که آنها با قوانین و روتین‌ها ساخته‌اند دیگر پاسخگو و مناسب نیست. چرا؟ زیرا شریک زندگی شما برای رفع آن نیاز یکساله شما بسیار خوب عمل کرد – شما خانه را ترک کردید، ثبات دارید یا بچه‌دار شده‌اید و احساس کردید به شما نیاز دارند – و اکنون نیازهای شما تغییر کرده است. اما شما در این جعبه زندگی که ساخته‌اید گیر کرده‌اید، و چیزی که اغلب در مورد دیگری دوست داشتید، اکنون شما را دیوانه می‌کند: زندگی محکم و ثابتی که داشتید اکنون سفت و سخت و کنترل‌کننده به نظر می‌رسد.

گریز یا حواس پرتی

 

این همان خارش هفت ساله است. زوج ها شروع به دعوا یا کنار کشیدن خود می‌کنند. یک نفر رابطه عاشقانه دارد. پیام اصلی این است: «این رابطه کار نمی‌کند. من همینجا از رابطه خارج می‌شوم و دوباره شروع می‌کنم.» و آنها طلاق می گیرند. و دو سه سال بعد دوباره ازدواج می‌کنند و این روند را از اول تکرار می‌کنند.

یا به جای بحث کردن، تمام تلاش خود را می‌کنند تا از همه این احساسات دوری کنند و حواس‌پرتی‌ها را در آغوش بگیرند. روی بچه‌ها تمرکز می‌کنند و از زن و شوهر بودن به مادر و پدر بودن تنزل پیدا می‌کنند، بر روی شغل و حرفه خود تمرکز می‌کنند تا به ترفیع دست یابند، یا حواسشان را با هر چیز دیگری پرت می‌کنند.

 

اگر راه حواس پرتی را در پیش بگیرید، مانند آنهایی که جدا می‌شوند، شاید برای هشت سال دیگر خوب باشید – تا زمانی که بچه‌ها به نوجوانی تبدیل شوند و تربیت شما به پایان برسد، تا زمانی که آن ترفیع را دریافت کنید و از کار خود خسته شوید. در اینجا وارد بحران بزرگ میانسالی می‌شوید و بار دیگر نارضایتی و احساس محبوس شدن در جعبه زندگی، دوباره سر برخواهد آورد.

چالش

 

به نظر ناراحت کننده می‌رسد اما اجتناب ناپذیر نیست. به جای طلاق یا حواس پرتی، چالشی که وجود دارد این است که به آن نارضایتی‌ها و احساساتی که دارید توجه کنید تا بتوانید نیازهای حال حاضر خود را ببینید. بله، شما از جعبه زندگی که ساخته اید بزرگ‌تر شده‌اید، اما نیازی نیست که از صفر شروع کنید یا شرایط را تحمل کنید. در عوض، باید قراردادهایی که سال اول رابطه وضع کرده بودید به‌روز‌رسانی کنید و بفهمید که هرکدامتان چه چیزهایی را باید تغییر دهید.

 

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان را با نصب اپیلکیشن خبرخوان گردون به سهولت دنبال کنید.
منبع :
ایسنا
مجله زندگی
ارسال نظر
نظرات بینندگان
عسل
ارسالی در
خدارو شکر زندگی ما بعد از ۱۲سال داره بهتره میشه من 28سالمه سه تا بچه دارم 11،7و2ساله
ناشناس
ارسالی در
هشت‌سال‌زندگی‌کرده‌شما‌میخواهید‌در‌عرض.چند‌ثانیه‌تحلیل‌شود‌در‌یک‌کلمه‌دوست‌داشتن‌مجازی‌عاقبتش‌همینه‌یعنی‌دوستی‌خیابانی‌ازدواج‌بازاری‌میشه‌??نه
ناشناس ۱
ارسالی در
بخاطر میری زیر پوشش کمیته آزاد میشی هر کاری بخوان انجام میدن
ناشناس
ارسالی در
الان دخترها آویزون مرد متاهل میشن سر زندگی حاضر آماده میرن ویران میکنن خانه خانواده رو قناعت زن قبلی مسافرتهای وگردش وتفریح کنسرتهای خارج از کشور لباس مارک پوشیدن خودشون و با کلاس نشون دادن البته زود گذر دچار سرطان سینه و رجوم شدن بالاخره آه اون زن وبچه آوره به آسمون میرسه
ناشناس
ارسالی در
به نظرم هیچ زندگی مشترکی وجود ندارد که بدون مشکل باشد،منتها نوع مشکلات باهم فرق می کند، بعضی از مشکلات غیر قابل تحمل ویا حد اقل هر کسی نمی تونه تحمل کنه و واقعا صبر ایوب می خواهند، برای همین زندگی از هم می پاشد .ولی توصیه من به همه ی مادران اینه که خود خواه نباشند واگر می دانند فرزندشان مشکلی دارد ( اعتیاد،ناتوان درعدم کنترل خشم و...) لطفا فرزند خانواده دیگر را درگیر مشکلات فرزند خودشان نکنند و بچه مردم را بدبخت نکنند. نباید کس دیگری تاوان کم کاری ویا ناتوانی در تربیت فرزندِ آنان را بدهد
احمد
ارسالی در
چون‌زن‌‌ومرد‌میفهمند‌که‌هیچکدام‌تحفه‌ای‌نیستند
وبهتر‌است‌از‌اسارت‌هم‌رها‌شوند
ناشناس
ارسالی در
کاش این رسومات و قوانین دستو پا گیر نبود .. و همه آزاد بودند
لحظه ای انتخاب کنند ..
اعتماد
ارسالی در
عجب نظراتی ..بهتره که مسیولین فکری به حال بیمه مردم برای دریافت خدمات مشاوره و روانشناسی بکنند اینجوری وبهتر از اون آموزش مهارت های زندگی رو از مهدکودک به بعد جدی تر پیگیری کنند.
ایرانی
ارسالی در
بعضی ها میگن ۵سال اول باعث طلاق می شود.در هر صورت مهمترین دلیلش ناشناخته ها و کاخهای آرزویی است که زوجین در توهم خودشان می سازند و بعد از ۵ یا ۸سال می فهمند که این کاخ آرزو یک کلبه ویرانه است با قرض و قسط.ولی بعضی ها می گویند نه ما یک کلبه کوچیک و یک سایه بالاسرمون باشه با یه لقمه نون و تن سالم شکر خدا می کنیم و زندگانی.بعد از ۸سال می بینند خیلی بالاتر از این هم خدا بهشون داده.اونوقت یقینا زندگیشون زیباتر و مستحکمتر می شود.من خودم از صفر و حتی منفی شروع کردم با یک زندگی کارمندی قراردادی ساده در شهرستان.الحمدلله خداوند دو فرزند و یک زندگی معمولی در شهرستانی دورافتاده و کویری به ما داده که هم خودم و هم همسرم بعد از ۱۸سال زندگی مشترک به همدیگه عشق می ورزیم.خدا را شکر.
ناشناس
ارسالی در
همه بخاطرمشکلات مالیه هست بریدبه دادگاههامتوجه میشید
ناشناس
ارسالی در
من دیدم بعد از دو ماه زنه طلب مهریه کرده مرد بینوا نداشت زنه میگفت مهریه مو بده بیام زندگی کنم مگه میشه
محمدحسین
ارسالی در
من خودم دقیقا اینو تجربه کردم با همسرم ۱۰ سال زندگی کردم که تو هشت سال شروع شد قهر کردن و رفتن همسرم به خونه پدرش و بعداز دو سال درگیری هم طلاق گرفت سه ماه بعدشم از ایران خارج شد الانم تو مجارستان مشغول تحصیل من مونومو دوتا بچه هام با به دنیا خاطره
ناشناس
ارسالی در
تو خانواده و نزدیکان ما که چنین چیزهایی نیست مگر شما اینجوری باشید ما که نیستیم بقیه مردم و بقیه شهرها را نمیدانم که بخواهم الکی چرت و پرت بگم من خودم و خانواده و نزدیکانم را گفتم